شنبه 23 دی 1396

یادم تو را فراموش

   نوشته شده توسط: اکرم بهرامچی    

 


گناه از شمعدانی هاست یا از شمع خاموش است

چنان از یادها رفتم .......   تورا  یادم فراموش است

 

تمام خنده ها...... دیروزها رفتند  و دیگر نیست

صدای حسرت ِ عمری که دیگر نیست در گوش است

 

همین امشب قدم خواهد زد این دفتر در این جوهر

همین امشب تو شاهد باش ، بانگ  ِ نوش تا نوش است

 

سفیر ِ    صوت ِ  قرآن آید    از گلدسته ی مسجد

و روح خسته ام را   فرصتی دیگر    در آغوش است

 

شبی پروانه ای  می گفت با گلهای  رنگارنگ

که روشن کرد دنیا را همین شمعی که خاموش است

اکرم بهرامچی