تبلیغات
چه کسی گفت خدا شاعر نیست - همیشه شهر
سه شنبه 20 مرداد 1394

همیشه شهر

   نوشته شده توسط: اکرم بهرامچی    


همیشه شهر،  زیر ِ  پای  ِنامردان  ، تکان میخورد

و دود آلود ،  فریادش به سقف ِ  آسمان میخورد

 

نگاه ِ  کوچه هایش با پلاکی سرخ رنگین بود

خیابانها ی مخدوشش  تلنگر بی امان میخورد

 

و می فهمید  راه ِ شب پرستان   رد ِ  پا دارد

و غمگین بود انگاری گلویش استخوان میخورد

 

به روی برگهای زرد  کاجش  لایه ای تاریک

درختانش به درد لای جرز این و آن میخورد

 

اسیر ِ سالها  در  انتظاری  سخت و طولانی

بهار ِ  پلکهایش  با هیاهویی خزان میخورد

 

تمام دلخوشی ها را درون صبح جا میکرد

و با یک جرعه صبحش را ته  ِ یک استکان میخورد

 

همیشه شهر در حسرت ،  به یاد  ِ روستایی دور

تک و تنها  کنار سفره ای   خاموش  نان  میخورد

 

اکرم بهرامچی